السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

669

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

قلبهاى قبائل عرب زنان ديگرى اختيار كرد ، امّا هرگز از هيچ كدام آنها صاحب فرزند نشد [ 1 ] و تا هنگام مرگ همواره از خديجه ( س ) به نيكى و خير ياد مىكرد و او را برتر از همه همسران خود بر مىشمرد تا آنجا كه اسباب حسادت و اعتراض ساير همسران فراهم مىشد ، امّا در مقابل اعتراض آنها مىفرمود : خديجه از سروران زنان اهل بهشت است ، او در زمانى كه همه مرا تكذيب كردند به من ايمان آورد . در وقتى كه همه مردم مرا طرد مىكردند ، با مال و جان خود از من پشتيبانى نمود و از او صاحب فرزند شدم و نسل من باقى ماند ، در حالى كه ساير شما عقيم بوديد و فرزندى نياورديد ! بعثت : در همان دوران جوانى محمّد ( ص ) براى راز و نياز با خالق يكتا در خلوت شب به دل كوه پناه مىبرد و از جهل و نادانيها و دختر كشيها و خرافات به درگاه حقّ شكايت مىكرد و جسم و جان خود را در عبادت حقّ ورزيده مىنمود ، در آن دوران ، شقاوت و جهل و نادانى و سرگردانى مردم به اوج رسيده بود و همه چيز مهيّاى ظهور يك منجى آسمانى بود . حكماء و انديشمندان عرب كه به كتب آسمانى آگاهى داشتند ظهور پيامبر خاتم ( ص ) را به مردم مژده مىدادند و يهود نيز به پندار اينكه آن پيامبر از ميان بنى اسرائيل و از قوم يهود خواهد بود ، بر اعراب فخر مىفروختند و براى ظهور پيامبر خاتم لحظه شمارى مىكردند و زمين و زمان در عطش ظهور او بىتاب بود . سرانجام در سحرگاه 27 رجب سال 611 ميلادى امر حقّ جارى شد و محمّد ( ص ) كه براى مناجات شبانه به غار حرّا در دامنه كوه نور [ 2 ] رفته بود همه چيز را به گونهء ديگر ديد ، گويا درهاى آسمان باز شده بود و ملائك صف در صف منتظر قدوم او بودند و همه سنگريزه‌ها به او خوشامد مىگفتند ، ناگهان ملك وحى فرود آمد و به

--> [ 1 ] تنها زنى كه بعد از خديجه براى پيامبر ( ص ) فرزند آورد ، ماريهء قبطيه بود كه ابراهيم را به دنيا آورد ، امّا آن كودك در سن 5 / 1 سالگى وفات يافت . [ 2 ] جبل النور كوهيست در نزديكى شهر مكّه و غار حرا ، غار بسيار كوچكيست كه فقط گنجايش يك نفر را دارد و دهانهء آن درست رو به كعبه مىباشد .